زنانی که با قلمشان جاودانه شدند؛ ویسواوا شیمبورسکا
زنانی که با قلمشان جاودانه شدند؛ ویسواوا شیمبورسکا

زنانی که با قلمشان جاودانه شدند؛ ویسواوا شیمبورسکا


هنر، ابزاریست برای انتقال دانش به نسل‌های آینده. گاهی این دانش را در قالب داستان و شعر به نسل آینده منتقل می‌کنند. نویسندگان و شاعران، راویان جهان پر رمز و راز داستان هستند. در سری مقالات زنانی که با قلمشان جاودانه شدند، با زندگی و آثار شاعران و نویسندگان زن آشنا می‌شوید.

لامارتین، شاعر و نویسنده‌ی فرانسوی می‌گوید: «منشاء هر کار بزرگی زن است، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی‌شود». زنان همواره در جهان، در عرصه‌های مختلف فعال بوده‌اند و خصوصا در ترویج و پیشرفت فرهنگ، هنر، ادبیات و علم، نقش به‌سزایی داشته‌اند. زنان، بخش جدایی‌ناپذیر ادبیات هستند و نمی‌توان نقش آن‌ها را در ادبیات نادیده گرفت. مصطفی مستور در این‌باره در کتاب «استخوان خوک و دست‌های جذامی» می‌نویسد: «اگه زنی در کار نباشه، عشقی هم در کار نیست. شکسپیر و حافظ و رومئو وژولیت و شیرین و فرهاد ول معطل‌اند. اگه روزی زن‌ها بخواند از این جا برند، تقریبا همه‌ی ادبیات و سینما و هنر دنیا رو با خودشون باید ببرند».

در این قسمت، به بهانه‌ی سالروز تولد شیمبورسکا، شاعر، مقاله‌نویس و مترجم پر آوازه‌ی لهستانی، نگاهی به زندگی و آثار این بانوی شاعر خواهیم داشت.

شیمبورسکا

ویسواوا شیمبورسکا، در دوم ژوئیه ۱۹۳۲ در روستایی در غرب لهستان به دنیا آمد. ویسواوا در هشت سالگی به همراه والدینش به کراکوف مهاجرت کرد و پس از پایان دوران دبیرستان، در دانشگاه یاگیلونیا کراکف در رشته‌ی ادبیات و جامعه‌شناسی مشغول به تحصیل شد.

بیست‌ و‌ دو ساله بود که اولین شعرش در روزنامه‌ی کراکوف چاپ شد. او کارمند شرکت راه‌آهن بود و به خاطر این که به آلمان بازگردانده نشود، مجبور بود نیروی کار باقی بماند. او در این بین جایی هم برای فعالیت‌های هنری‌اش در نظر گرفت و به عنوان اولین کار، شروع به نقاشی برای یک کتاب با متن انگلیسی کرد. او همچنین مشغول به نوشتن داستان و شعر بود.

اشعار شیمبورسکا در روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها چاپ می‌شدند و مورد استقبال قرار می‌گرفتند.

شیمبورسکا که عاشق هنر و شعر بود، با شاعری به نام آدام ولودک ازدواج کرد اما این ازدواج فقط ۶ سال به طول انجامید و آن‌ها از هم جدا شدند.

ویسواوا شغلش را به عنوان طراح نقاشی‌های کتب و مجلات ادامه داد.

شیمبورسکا

اولین کتاب او قرار بود در سال ۱۹۴۹ چاپ شود اما به دلیل نداشتن فاکتورهای اجتماعی لازم از نظر نشر و نیاز به سانسور، این اتفاق نیفتاد.

شیمبورسکا نیز مانند بسیاری از شاعران، فعالیت‌های متعدد اجتماعی و سیاسی داشت.

او در طول حیات خود،‌ جوایز متعددی از جمله جایزه‌ی گوتیک، جایزه‌ی هردر،‌ جایزه‌ی ادبی نوبل و جایزه‌ی وایت ایگل را برنده شد. مجموعه‌های اشعار او اغلب به انگلیسی و بسیاری از زبان‌ها ترجمه شده‌اند.

شیمبورسکا فرزندی نداشت. اما در هنگام مرگ،‌ دوستان و اقوامش در کنارش بودند. او در سن ۸۸ سالگی دار فانی را وداع گفت و تا لحظه‌ی آخر در حال نوشتن و تصحیح اشعارش بود. یادش گرامی.

با هم،‌ ترجمه‌ای از آثار او را می‌خوانیم:

با من شریک شو

در نان هر روزه‌ی تنهایی‌ام

پرکن با حضورت

دیوارهای غیاب را

مذهب کن

پنجره‌ی ناموجود را

دری باش

بالای همه درها

که همیشه می‌توان آن را

باز گذاشت

مطالب مرتبط:

اولین مولتی نیوز ایران اخبار روز ،زیبای، تکنولوژی،دانلود اهنگ،فیلم،سرگرمی،ورزشی